علامه اقبال لاهوری

علامه اقبال لاهوری در سال ۱۸۷۳ در شهر سيالکوت از توابع هند ديده به جهان گشود. پدر اقبال نورمحمد  به شغل بازرگانی مشغول بود و به خاطر علاقه زيادی که به امور معنوی و دينی داشت به تدين و مومن بودن معروف بود. اقبال تحصيلات خود را ابتدا در مکتب خانه و با يادگيری قران اغاز کردو پس از آن به دبستان ابتدايی راه يافت و علت هوش و نبوغ فراوان مورد تو جه يکی از دوستان پدرش که مردی دانشمند و آگاه بود قرار گرفت. مولوی مير حسن اين مرد بزرگ  اقبال را تشويق کرد تا شعر سرايد و اشعال خود را بيشتر به زبان اردو بگويد. اقبال پس از گذراندن دوره دبستان وارد .. اسکاچ ميشن کالج..  شد و تحصيلات دوره متوسطه خود را طی کرد . در آن زمان به اسم مستعار داغ  شروع به سرودن کرد. که مجموعه اشعارش به نام  هيماليا در يکی از روزنامه ها چاپ شد و سبب شهرت و معروفيت وی گرديد.

اقبال در شهر لاهور همزمان با شرکت در جلسات ادبی سرودن شعر با  .. سر توماس.. آشنا شد که اين آشنايی سبب اگاه شدن وی از غرب وفلسفه آن شد ودر سال ۱۸۹۷  اقبال موفق به دريافت مدرک فوق لساينس در رشته فلسفه شد . بعد از آن اقبال به اروپا رفت و در دانشگاه  .. کمريج.. ادامه تحصيل دادو سپس برای تحصيل حقوق وارد دانشکده .. لينکون .. شد.

اقبال در دانشگاه کمبرج برای نامه دوره دکتری خود رساله وی در موردايران نوشت و سپس شروع به يادگيری زبان المانی کرد و در دانشگاه  .. مونيخ.. موفق به کسب  درجه استادی در رشته فلسفه گرديد سپس به کشور خود بازگشت . علاوه به تدريس در دانشگاه به کار وکالت نيز پرداخت ولی مدتی نيز عضو مجلس قانونگذاری پنجاب بود. او در تمام دوره فعاليت های خود هرگز دست ازشعر سرودن برنداشت.

درميان انديشمندان غربی . اقبال لاهوری را با همزمان ..هسه.. مقايسه می کنند. اين دوچه از لحاظ وضعيت خانوادگی . مذهبی و اجتماعی بسيار مهم شبيه بوده اند.همانطور که در فلسفه غرب. اقبال از وجود انديشمندانی چون  ..نبچه و برگسون ...... هسته است. همزمان هسه نيز در نوتشته ها و افکار خود بسيار به اقبال لاهوری توجه نشان می دهد و در آثار خود ..شرق.. را سرمنزل  ..نور.. ميداند. همچنان  که اقبال شرق را سر شار از اقداست و برکت و نور ميداند.    اقبال لاهوری اين انديشمند مسلمان که تربيت يافته عرفان سر زمين هست و مکت قران و عرفانی ايرانی اسلامی است. بر بسياری از انديشمندان جهان نيز تاثير گذار بوده است. اين انسان وارسته  اگاه  به زمان دانشمند و مسلمان در سال ۱۹۳۸ بر اثر بيماری در گذشت و در نزديکی دروازه تاريخی مسجد پادشاهی لاهور مدفون گرديد.

                                 نقش هستيم

بود نقــــــش هستيــــم انگـــــاره ای         نا قبــــولـــی ناکــــس نا کــــاره ای

عشق سوهان زد مـــــرا آدم شــــدم         عالـــم کيـــــف و کـــم عالــم شــــدم

حرکـــت اعصاب گــردون ديــده ام          در رگ مه گــردش خــون ديـــده ام

بهر انسان چشم من شبهــــا گريست          تــــا دريـــدم پـــرده اسرار زيســـت

از درون کــــارگــــاه ممکــــــــنات         برکشيــــدم ســـــر تقويــــم حيـــــات

من که اين شب را چون مه آراستـم          گـــرد پـــــای ملــــت بيــــضاستــــم

ملتـــــی در بـــاغ و راغ آوازه اش          آتـــش دلهـــا ســــرود تـــــــازه اش

ذره گشــت و آفــــتاب انبار کــــرد          خرمن از صد رومی و عطار کـــرد

آه گرمم رخت بـــر گردون کشــــم           گــــرچــــه دودم از تــــبار آتشـــــم

خامـــــه ام از همت فکـــر بلنـــــد           راز اين نه پـــرده در صحرا فگنــــد

                     قطـــره تــــــــاهمپــــايـــــه دريـــــا شود

                     زره از بــــاليـــــدگـی صحــــــــرا شـــــود

                                       

                                            طرز گفتار دری

شاعری زاين مثنوی مقصود نيســـت        بت پرستی بت گری مقصود نيســـــت

هنـــــدی ام از پـــارسی بيگانــــه ام        مــــاه نــــو باشــــم تهــــی پيمانــــه ام

حسن انــــداز بيـــان از مــن مجــــو       خوانسار و اصفهـــان از مـــــن مجـــو

گرچه هندی در عذوبت شکــر است        طرز گفتار دری شيريــن تــــر است

فکر من از جلوه اش مسحور گـشت        خامه من شاخ نخــــل طــور  گشــــت

پــــارســـی از رفعت انــــديـــشه ام        در خـــورد بافطــــرت انــــديشــــه ام

                          خرده برمينا مگــير ای هــــوشمنــــد

                          دل بــــه ذوق خــــرده مينــــا ببنـــــد

/ 24 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد/ماری

سلام دوست عزيز . رفته بودم وبلاگ حريم دل و صحبتهاي شما رو خوندم . خيلي برام عجيب بود که اون حرفا رو شنيدم . شما از دوست ما خواستي که اسم بيدل رو از خودش برداره ... گفتي که طرفدار بيدل هستي .. اما نگفتي کجا به ايشون بي احترامي شده که اين جوري رنجيديد؟ ... من تا به حال نديدم کسي به اسم ايشون بي احترامي کرده باشه . اسمها و لقبها همه قراردادي هستند ... مثل اسم شما ... محمد... محمد اسم بزرگيه .. حتي بزرگتر از بيدل .. چرا که محمد بنده برگزيده خدا بود و پيامبر آخرين ... چرا اين اسم روي شما و خيليهاي ديگه هست ؟ مگه شما و بقيه ي اونهايي که اسم محمد روشون هست؛ راه و روش و مسلک و مرام اونو پيش گرفتن؟ مگه رفتارها و اخلاقشون همون شيوه ي اخلاقي رسول خداست ؟؟؟؟!!!!!!!! ... تعجب ميکنم از کسي که اسم دو پيامبر ( ادريس و محمد) روي اون هست و به اونها اهميت نميده و نوع نامگذاري رو در نظر نميگيره ؛ اما براي اسم عارفي به نام بيدل فريادش به آسمان برخاسته...... واقعا عجيبه که چقدر از اصل دور مونديم و به فرع چسبيديم .....

محمد/ماری

و و و يه چيز ديگه .... مگه غير از اينه که گاهی ما آدما سعی ميکنيم بهترين اسمها رو روی خودمون و فرزندانمون بگذاريم تا شايد قطــــــره ای از اون دريای خوبيها رو هم بگيريم ؟؟؟؟‌تا به حال ديدی کسی اسم يزيد رو برای خودش يا خانواده ش انتخاب کنه ؟؟؟؟ اما اسم امامانمون رو همه روی بچه هاشون ميگذارن؟ آيا اين بی احترامی به اون بزرگوارانه ؟؟؟؟؟ پس اگه اينطوره که بايد همه ی ما اسم اشيا رو برای خودمون انتخاب کنيم .... مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟ کسی که خودش رو طرفدار بزرگان ميدونه بهتره کمی هم از شيوه و راه و روش اونها هم پيروی کنه. چرا هميشه در حرف پيرو هستيم اما در عمل نه ؟؟؟؟؟؟

محمد/ماری

و و و و ..اينو هم يادتون باشه ... قطره درياست اگر با درياست ..ورنه او قطره و دريا درياست ... بياييم به جای قطره موندن؛ به دريا بپيونديم .. بياييم اسمها رو با رسمها اشتباه نکنيم ... بياييم انسان باشيم ...... عزت زياد.... يا حق... / ماری

علی اکبر عطائی

سلام .... وبلاگ شما زیباست ....چشم من به وبلاگ شما لینک می کنم لطف کنید شما هم به وبلاگ من لینک کنید

علی اکبر عطائی

از فروم وبلاگ هم بازدید کنید ..... با ثبت نام در فروم شما هم می توانید در فروم مطلب بنویسید و یا از مطالب دیگران استفاده کنید http://afghancomputer.netfreehost.com

NoosheeN

سلام دوست محترم و عزيزم ... اميد که خوش و خوشحال باشيد ... بخدا صد خوشا به حالتان که در افغانستان به سر ميبريد ... خداوند شما را از هر شری محفوظ بدارد ... خواهر گمگشته ی شما نوشين ...

n_a

salam mamnonam az inke be weblog man sar zadid sheri ke dar weblogeton gozashtid boye erfan midad va besiyar ziba bod khoshhal shodam az ashnaiton...ciao

NoosheeN

سلام گرامی من ... گلی از سرزمين سوخته ی افغانستان منتظر نوارش دستان مهربان شمایان است ... دریغ مدارید ...

محمد

خلی عالی است ادامه دهید . برای شما دوست کرامی ارزوی موفقیت دارم