فخــــــــــــــــــر عـــــــرفــــــــان دوســـــــــت

خانه |آرشیو | پست الکترونیک
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

خواننده گان محترم! برای اینکه  درستر در باره این عارف  بزرگ معلومات داده باشم  قبل ازاینکه کتاب را به مرور زمان به شما  در این صفحه بگنجانم  زندگینامه  ، تاریخ تولد  و محل مزار اورا در سر خط این صفحه قرار داده ام.

جناب حضرت حاجی صاحب  ده یحی نظر بقول شعری شاعری که یکی از ارادتمندان جناب حاجی صاحب بود  و همیشه از سخنان حاجی صاحب بهره مند میشده در سنگ لوح مزار شان حک کرده :

 

شـــاه افراد سعــــد الدین مجــــذوب

که عقـــل آ گه نشــد از حال آن شـه

هزار و یکصد و چل بود کان مهـــر

ز برج سعد طالع  گشت چون مــــه

خلائــــق شــاد گشــــت و تهنیت گو

که آمد  ســــوی ها از حق خلیفـــه

چگویــــم وصف آن انسان کامــــل

که ختم العــارفین بود آن شهنشـــه

چو در هشتاد و پنج عمــر شریفش

رسیـــــده بــــود آمــد پیک  ناگــــه

خطـاب ار جعــــی آوردش  ازحــــق

که بشتــــاب وبیــــا  ای بر گزیـــده

ده و دو و(12) از رجب از دوشنبه

بحـــــق پیوست فخـــــر اهل جنــــه

زهــی کس ســــال تاریخ وفاتـــــش

همپرسیــــد مخلص گــــاه و بیگـــه

که ناگه عقـل در گوش  دلـــش گفت

کمــــال شیــــخ سعـــد الدین آگـــــه

(1)عدد مصرع  اخیر که ماده تاریخ است 1256 میشود ولی بدون شبه ناظم  دراین مصرع غلط  کرده  زیرا  از قرار بیت دوم  پر واضع است که ولادت در سنه 1140  بوده  بیت  پنجم  واضع میسازد  که 85 سال حیات  بسر برده اند که سال دربرا اوردن  تاریخ نداشته  یا الف و لام  ( الدین) را از حساب   خارج دانسته   و یا در سنجش سهو کرده   و عدم  مهارتش  را بیت پنجم  نیز مبرهن  میگردند که در عروض  هم اگاهی  نداشته  زیرا حرف عین کلمه   عمر از تقطیح زائد میماند به هر حال سال ولادت 1140  و مدت عمر  (85) و سنه وفات (1225) است  با چند بیت بیشتر درج است و در سنه ولادت  و ایام عمر  و مصرع  ماده تاریخ  فرقی نیست لاکن قطعه دیگری در ذیل آن از طبع  همین مخلص که مولف کتاب مذکور است نیز میباشد که بیت اخیر قطعه مذکور چنین است.

زعقل کل چو جستم  سال فوتش

بگفــــتـا رحمـــت الله تعــــالـــی

عدد جمله  رحمت الله تعالی " نیز بر طبق نظریه بنده 1225 میبراید اما چیزیکه  باز اشتباه  وارد میسازد  سطوری است در صفحات نوشته های بعدی این کتاب  اورده ام.

 زیارت  شیخ سعد الدین احمد انصاری معروف به حاجی صاحب ده یحیی:

 

 

1- این مزار در قریه ده یحیی و تنگی جویبار که مشهور بقلعهء  حاجی صاحب مدوح است دربین قلعهء اقامتگاه دورهء حیات شان واقع میباشد .

احاطهء  قلعه تخمیناً در حدود  دونیم جریب زمین است، از حصهء نصف احاطه تعمیر زیارت و مربوطاتش آغاز شده، حویلی بدو حصه انقسام یافته که مابین  بصورت خیابان و دو طرف  باغچه وسرک بوده عقب آنها قبرستانی وبعد آن تعمیر مسجد ومزار و در وسط احاطه مسجد بزرگ جامع گنبد پوش وبطرف جنوب مسجد جامع، مسجد دیگریست.

بطرف شمال مسجد جامع، رهرو احاطهء پیش روی مزار است که ازین رهرو داخل  احاطهء  مذکور شده وبعداً  داخل گنبد میشود، اطراف گنبد چندین حجره  های خورد منظم دارد، دربین گنبد که بالای پخته کاری آن تماماً  تخته سنگ مرمر نصب بوده و حالا جز بعضی  تخته های سنگ افتاده چیز دیگری  از آن باقی نیست ، اولاً مزار خود بزرگوار است که اطراف مزار بصورت صندوق  ودارای کتاره سنگ مرمراست و در اطراف آن کتاره اپنزل  خود غفران ماب مرقوم است :

 

میشود پیــدا شراب از چوب خشــک تاک ما

بوی جــان می آیــد از آب و گـل نمنـــاک ما

قبلهء اجساد بسا شـــد روح پاک  صادقـــان

نیست گــــرد آلـــود هرگزدامـــن افلاک مــا

طـــوف خاک ما کند چون ملک ازآسمــــان

کس نمی بینـد ولــــی می بیندش  ادراک ما

جسم وتن چون عود اندر مجمـردل سوختیم

نگهــــت نفریــــد آیــــد از نسیم پاک مــــا

سوزن اخلاص اندر دیــــدهء شک میخلان

پارهء دل کن رفــویـــا نا رسینه چـــاک ما

دی و فـــردایـی نـــدارد وعدهء صاحبدلان

صید حاجتهابســی بستنـــد بر فتـــراک ما

گام ما از روح اعظم نکنه سنجی میکنـــد

گشته مشهور جهـــــانی قصهء بیبـــاک ما

هرنفس از این مکان تالا مکان طی میکنیم

کسی رسد رفرف بچستی رفتن چالاک مــا

گوهری کامروز گم  کردیش در طوفان آب

هین بیا فردا طلب از نو ده های خاک مــــا

 

کتیبهء فخرالدین  ابن حضرت شیخ سعد الدین رحمه الله تعالی 1220 

نوشته های لوح سنگ طرف سر:

دریکطرف کلمهء طیبه وآیات مبارکه یا نقوش خیلی اعلی مزین ، طرف دیگر همچنان نقوش وآیه الکرسی شریف مرقوم ، درذیل آن این عبارت تحریر است" عمل آقا بابای اصفهانی کتبه مصطفی الهروی الخراسانی"

لوح سنگ طرف پا:

یکطرف تماماً  نقش کاری طرف دیگر ابن ابیات مرقوم است:

 

شــــهء افراد سعـــد الـــدین مجذوب

که عقـــل  آگه  نشد از حال آن شــه

هزار و یکصد وچةل بود کان مهـــر

زبرج سعـــد طالع گشت چــون مـــه

خلائق شـــاد گشـــــت وتهنيـت گـــر

که امــــد ســوی ما از حق خلیفــــه

چگویم وصف آن انســــان کامــــل؟

که ختـــم العارفین بود آن شهنشـــه

چـو درهشتادو پنج عمر شریفــــش

رسیــــــده بــــود آمـــد پیک ناگـــه

خطـــاب ارجعــــی آوردش ازحــــق

که بشتــــاب وبيــاای بـــرگــزیـــده

در12 ودو ازرجب شب ازدوشنبـه

بحـــق پیوست فخـــر اهـل حسنـــه

زهــــر کس ســال تاریخ وفاتــــش

همیــپـــرسید مخلص گاه و بیگــــه

که ناگه عقل درگوش دلــــش گفـت

 

( کمال شیخ سعد الدین آگه (1)

2-  طرف مشرق مرقد تخمیناً  بفاصلهء زرع مدفن میرزا احمد خان فوفلزایی  که از اخص مریدان و اکمل مخلصان ایشان و بانی مسجد مزار است میباشد که لوحی ندارد.

3- بیرون گنبد واحاطهء  عمارت مقابل طرف جنوب مغرب مزار حضرت میر ظهور الدین  پسر بزرگ ایشان است که لوحی نداد.

4- طرف جنوب مشرق گنبد مرقد امام مسجد وخطاط زبر دستیست که بیشتر کتیبه ها بقلم  اوست و از خواص مریدان میباشد و لوح سنگی بالای قبرش نصب وچنین مرقوم است:

 

گر منفعلــــم زجـرم بسیار از تــــو

نومید نیم بهیـــــچ کــردار از تـــو

خواهی تو مرابسـوزخواهی بنواز

من از نو وجنت ازتــــووفارازتـــو

 

بتاریخ 21 شهر رمضان المبارک حضرت آخند ملا مصطفی هروی خادم خاص حضرت شیخ سعد الدین  احمد انصاری از دار الفنا بدار البقا رحلت نمود اللهم اغفرله والاستاده آمین یا رب العالمین  .

5-  خارج احاطهء قلعه قبرستانی  ملحق بقلعه است که درین قبرستانی بسمت مغرب تربت حرم  محترمه شان است و درلوح آن مرقوم میباشد " تاریخ وفات  بی بی صاحبه بنت ملک لطف الله بیگ لمقانی منکو حه جناب فیض ماب حضرت شیخ سعد الدین انصاری قدس سه"

6- درهمین مقبره فراز قبر دیگری یک لوح طرف سرویکی طرف پای است درلوح طرف سرآیات بیت قرآنی طرف پای این عبارت :

" تابود گفتگو سخنم نــــاتمام بــود

نازم بخامشی که سخن را تمام کرد

ازآنجا که بمقتضای انقلاب  دهر دو اروبی ثبائی عمر نا استوار رابطهء پیکر هیولایی گسسته بیکسانه بکشور بقا شتافتن وسربخلوتگاه فنا افراختن ازخواص ممکنانست تابساط هستی مرحوم مغفرت قرین میرضیاء الدین ولد میرمراوالدین مرحوم نبیرهء حضرت مغفور جنت مکان جناب حاجی صاحب علیه الرحمه بتاریخ یوم  دوشنبه دهم ماه حمل 1299 ش  سنه 1339  ق بر صنای خداوندی پیوست.

7-  دروسط پای  منار متصل با غات بعد از مزار پاد شاه صاحب پای منار  مزار یست که از عمارات قلعه ء قدیمه آن دوسه دیوار پخته کاری بیاد گارمانده لوح سنگ طرف سرآن به کلمهء طیبه وآیه الکرسی شریف مزین وبه لقوش نفیسه منقش است لوح طرف پای چنین است:

" تاریخ وفات مولینا عبد الخالق رحمه الله علیه

ابیات :

سحاب فضل وکـــان هوشمنـــدی

محیط علــم وعقـــل آن در یکتـــا

کشید القصه رخت هستـی خویش

بســــــوی آنســــرا از دار  دنیـــا

چوسال فـوت او پرسیـــدم ازعقل

بهــــشتی روزی او یــــاد گفتــــا

 

سنه اربع و خمسین و تسعمانه من الهجر یه "

زیارت حاجی صاحب و ملحقاتش فوقاً ارقام یافت چون شخص حاجی صاحب یکی از عرفای نامی و زیارتش مرجع عموم است میشود

 

یکمرد بزرگ

 

شرح حال و آثار شیخ سعدالدین  عارف کابلی انصای مشهور به حاجی صاحب ( ده یحی)

مولف  محمد ابراهیم خلیل احمد الجامی

سال 1335

 

 

بعد از حمد لاتعد و لا تحصای حضرت  آفرید  گار جل اسمه  و درود  نامحدود  حضرت سید الابرار صلی الله علیه و علی آله الا طهار  و اصحابه الکبار رضی الله  تعالی  عنهم چون ذکر حال این  عارف مجذوب  نامی و عنوان این کتاب موسوم ( یک مرد بزرگ) را در مقدمه   به 4 فصل  اشاره   نمودیم   اینک  بر حسب  آن شروع  میگردد.

 

از سـراغ رفته گــــان جز گفتگو آثـــــار نیست

شخص هستی   در نگین بی نشانی  نام داشت

 

از ابولمعانی بیدل رحمت الله علیه

 

فصل اول: معرفی و شرح حال:

مولینا شیخ سعد الدین  احمد بن مولینا  عبدالغفار بن مولینا  عبدالعزیز  بن مولینا عبدالکریم  بارکی الانصاری است که نسب ایشان  بحضرت  معاذ جبلی خز زج انصاری  رضی الله  تعالی عنه میرسد . دراوایل  حال نزد والد بزرگوار خود الی سن نوزده  تحصیلات   علوم ضروریه نموده  و بعضی رویای  صالحه  یا ورو داد که سبب وجد  و جذباتش   شده مدت ششماه  بیخواب و خور گردیده   در کوه  و بیابان  سر کشیده  ، پدر بزرگوارش 4 نفر را بر او موکل نمود  که شب و روز در محافظتش کوشیدند تا از درنده   و آب و آتش  محفوظ  ماند، چنانچه  کلمات ذوقانیه و سکر انیه   مکتوبات وی  بران دال  است که در اوراق  مکاتب وی  لب لباب فرقانی  و حقایق   کلمات   لامکانی  ملفوف و منشور است و هر که را داعیه معلومات   باشد  از فضایل و تفضلات لایزالی  که برو موهبت شده از کلمات   خود شان  که بعضی  از مخلصان جمع  نموده   اندشمه خوهند  یافت و پس از ده سال جد رهسپار سفر حجاز گردیدند، و بحج  مقبول و زیارت  حضرت رسول صلی الله علیه وصلم  سر افراز گشته  و زیارت  عزیزان کرده و صحبت  صاحبدلان  در یافته خصوصاً  از جناب فیض   آب قطب الاصفیا شیخ عمر مکی بن علی  مالکی ما فعی نسب حنفی  مذهب و از صحبت ایشان فایده ها حاصل نموده  و بتخصیص  از طریقه  علیه حضرات  نقشبندیه   و قدس الله تعالی  اسرار هم و باز بشرف آستان   عرض نشان  سید عالمیان  صلی الله  و سلم  مشرف  گردیده   و در آن بلده  طیبه  بصحبت قطب  الاقطاب شیخ محمد بن شیخ عبدالکریم السمان  المدنی  سر فراز گشته  از خوان احسان ایشان نیز بهره مند آمده خصوصاً در طریقه  جلیله چهریه  غوثیه محبوب سبحانی سید عبدالقادر جیلانی رحمت الله علیه و هم در طریقه هادیه  مهتدیه  خلو تیه و چشتیه سلوک نموده و از این  طریق فتوحات  کثیره   از فیوض حضرات الهیه  مشاهده  نموده  و هم با ذن حضرت ایشان معتکف  مسجد همایون  رسالت پناهی (ص) شده و در ان اعتکاف او را کشودی  ازفتوح روضه سالار انبیا علیه اصلواه والسلام  آمده و اسرار غامضه بروی مکشوف گشته  که ازادراک  اکثر عقلا و عرفا بیرون بوده  چنانچه  رساله مسمی به شکف المحققین  در آن اعتکاف  در ورضه مبارک  و مسجد معلی تصنیف نموده و بعد از ان در سنه 1171 ق بوطن  اصلی مراجعت  نموده  در قریه  مشهور ده یحیا که قریه  ایست معروف بیک فرسخ دور از شهر کابل بجانب  شمال ، خلق را بجانب صراط المستقیم  طریق عزا رهنما گردید.

ایشان  را تصانیف بسیار است در علم تصوف و حقایق اما از انجا که  در مقام  فناو بی نامی و بی نشانی  بوده اند چنانچه  در این باب تصانیف   ایشان حجت قوی است ، در هر کدام  از رسائل خویش اسم   خود را موسوم نکرده و در هر کتاب باسم دیگری شهرت  دارد.1

چون کلام  اهل حال ملهم   با الهام خداوندی  جل شانه است است  اولی  وا نسب آن است  انچه  کلمات  شطحیه که از ارباب سکر و مواجید  بسمع  عقلای از منه رسد آن  را کلمات قدسیه  الهامیه  شمرده  و قائل  آن او تعالی  را نگارند و او را چو ن شجر  طور سینا   مستغرق  انوار  ربوبیت دانند تازنگ غلط   و شک وریپ  دوئی از ایینه یقین زدوده گردد.

راجع  بشر ح حال ایشان  درین  کتاب انقدر   تذکار نیافته و تنها  از مواجید  و حالات  باطنی  ورود  مشهود  و غیره   که حاصه  گروه صوفیه   میباشد و هر کس  به اسرار   آن پی برده نمیتواند   بیان شده   چنانچه  در مقطع  غزلی  درین کتاب  خود میفرماید.

 

شور عشق من که دروی قصه های  معنوی است

پیش نافهمـــــان معنـــی شعتـــر و افسون  آمـــده

 

و همچنان  مقام فنا فی الله خود را در غزلی  بصراحت  بیان میدارد که مطلعش این است.

 

نی مغز  نه استخوان  و نی گوشت  نه پوست

در هستــــی من  نمانــــد جــــز هستی  دوست

 

مسلک سلوک این عارف چو ن عرفای  متقدمین مقام  ( همه اوست) یا توحید  و جودی میباشد که اکثر  غزلیاتش   حاوی  بر آن است و غزلی  کامل باین قافیه   و ردیف  دارد که  مطلع آ« این است.

 

بر آمد  از نفـس آتشیــن  مه همـــه اوست

مبین  که غیر بود همنشین مه همه اوست

 

 چون منبع شاعری این طبقه  از علوم باطن  و تصفیه قلب و تقویه  روح است بلاشبه آبداری  سخنان  شان از ان سرچشمه  است با انکه تما م آثار و اشعار این بزرگوار  سر سبزی  از ان ماه الحیات  دارد ولی  غزلی سراپا بقافیه   و ردیف  تصوف در حرف فا  این دیوانش میباشد  که نقل آن  درینجا مناسبت تام دارد.

 

ای رفتــه گـــران از صــــف مـــردان تصــــوف

لب خشک شـــــدی از مـــی جوشـــان تصـــوف

در مطبــــــخ دونان دنــــی رفتـــــه مگــس وار

 یکـــــدم ننشستـــــی  بســــر خــــوان تصـــوف

ذکــــر لب و دندان نه همین  لقمـه خوری گشت

رو ذکـــر بخــــوان از لب و دنــــدان تصــــوف

صــد قفــــل به دروازه  این شهر وجــــود است

مفتــــاح وی انگشــــت جــــوانـــــان تصـــوف

نــــور از دل دیوانــــه میخــــانــــه طلب کــــن

کومســــت شـــــد از جـرعه رندان تصـــــــوف

صــــد گوش قلنــــدر بزند شـــــاه حقـــــایــــق

دربـــــام ســـرا پـــــرده  ایــــــوان تصــــــوف

منصـــــور که سر حلقه رنـــدان فنـــــا بـــــود

سر داد چو گــــو در خـــم چوکــــان تصــــوف

جبـــریــــل امیــــــن قافــــــله ســـــالار ملائک

پیوستـــه بـــــود خــــادم  سلطــــان تصــــوف

ابــــر کــــرم و مـــــرزعه لطــــــف نهــــــانی

سیــــــراب شـــد از قطـــــره باران تصــــوف

بین شورش عشق آیینه ذات و صفــــات است

زد جلــــوه احـــــــد در دل انســــان تصــــوف

 

 

 

فصل دوم: ذکر آثار و اشعار و نمونه کلام:

این شیخ بزرگوار  علاوه  بر علم  ،فضل، شور ، وجد ، کسب تصوف  ، معرفت  ، مطبخ موزون  و دوق تصانیف هم داشته و کتب  زیاد در علم  تصوف، معرفت و حقائق دارد که  بعقیده   بعضی به بیست و چهار کتاب و بعقیده   اکثر زیاده از آن  است چنانچه  در یک بیاض خطی که اکثر اوراقش از بین رفته  کتابی   از طبع  صفا و زیبای  میر قطب الدین  تخلص فارغ پسر ان بزرگوار بملاحظه  رسید که قصه تاریخی  ثمرقند 1  را بنظم  روان  و سلیس ساخته در اواخر  که ذکر از پدر عالیمقدار خود میکند بیتی  راجع به تصانیفش  چنین سروده  است.

 

که تصانیــف او سی و چهـــار است

به شورش عشق نامش اشکار است

 

منجمله  کتابهائیکه فی الجمله  شیوع  دارد و نسخ  خطی ان  نزد علاقمندان   پیدا میشود و اکثر   ان از نظر نگارنده   گذشته  بدینقرار است.

1 – شور عشق

2 شورش عشق

3 جوش عشق

4 جوشش عشق

5 سوز عشق

6 ساز عشق

7 نیرنگ عشق

8 فرهنگ عشق

9 اهنگ عشق

10 عین الایمان

11 کشف المحققین

12تفسیر معدن الاسرار که در سنه  1345 هه . ق در مطبع ستاره هند لاهور طبع گردیده ،

13 معیار الکشوف

14 مر آت الجمال.

15 حسن فروش

از این  دو کتاب آخر الذکر در ضمن کشف بیان مرتبات توحید در رساله  کشف المحققین نام برده است اما درکتاب نشاه ( ت ) القدس 1 چنین میآرد.

تعداد کتب تصانیف آنجناب که از ابتدای حال مجذوبی  الی آلان از نظم  و نثر، تفسیر،حزر، درود و غیر گفته اند بدینموجب است.

1 عشق جوش                           2 اخبار خرابات

3 اسرار ماوای ذات                   4 حسن فروش

5 مرآت الجمال                         6 جان جهان

7 معدن وحدت                          8 غیب الوجود

9 حقائق المعارف                      10 عین الایمان

11 شور عشق                          12 ذکر  العیش در صفت کعبه  معظمه

13 دیوان شیخ قدوسی                14 رساله ذکر شعر و شاعری

15 رساله بیان نور محمدمی ص   16 معود ذات

17 نسخه عقاید                        18 مختصر

19 حبل الثقات                         20 تفسیر معدن الاسرار

21 بیرخ                                22 کشف المحققین

23 ریاض الثقات                     24 معیار الکشوف

25شواهد الطوالع                       26 درود تاتار

27 حرز الغیاث                         28 خواص الاسما

29 خطبه های آدینه                    30 رساله قدسیه

31 راز نامه الحال تصنیف کرده میشود.

جمله کتابهای  ایشان رح هفت جلد دیوان  است

1 دیوان عشق جوش

2 دیوان اخبار خرابات

3 دیوان اسرار ماوای ذات

4 حسن فروش

5 دیوان بیرخ

6 دیوان شیخ قدوسی  شورعشق و دوکتاب دیگر مثنوی است یکی حقائق المعارف و دیگری  را زنامه و کتاب معدن  وحدت بلفظ عربی  است و باقی کتابهای  دیگر که در حالت صحوت گفته شده است نثر است لیکن با نظم آمیخته  و به ایات  و احادیث مدلل نموده .

نمونه اثار و اشعار که ازبعضی کتابهایش گرفته میشود.

1 اشعار.  الف --- از کتاب شور عشق

 

|+| نوشته شده توسط محمد ادریس بقایی در ۱۳۸٥/۱/٢٤ و ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ | پيام هاي ديگران ()
Powered By PersianBlog - Designing & Supporting Tools By WebGozar